بسیاری پیاژه را روانشناس کودک میدانند لکن روانشناسی ژنتیک بیش از هر مطلبی توجه وی را جلب کرده است. هدف اصلی پژوهشها و مطالعات پیاژه معرفتشناسی و یا دانششناسی بوده است. فرض اصلی پیاژه این بود که دانش نزد کودکان چگونه ساخته میشود تا از مطالعه ساخت دانش به ماهیت دانش پی ببرد. بنابراین هدف روانشناسی ژنتیک پیاژه مطالعه نحوه ایجاد و تکامل فعالیتهای شناختی انسان از تولد تا بزرگسالی است.
در نظریه رشد یا تحول شناختی پیاژه کنش متقابل و تعامل بین فرد و محیط نقش اساسی دارد و زندگی تعامل خلاق بین جاندار و محیط است. این تعامل به دو صورت: 1- سازگاری (برونی) و 2- سازمان(درونی) انجام میگیرد. سازگاری به دو صورت جذب و انطباق انجام میگیرد.
جذب: تغییر درمحیط و جذب در ساختشناختی
جذب مستلزم بروز پاسخی است که از قبل کسب شده است. عمل جذب زمانی صورت میگیرد که فرد چیزی را از محیط بگیرد و آن را جزئی از خود بکند. یا به عبارتی در نگاه پیاژه جذب زمانی است که فرد مطلب جدیدی را برحسب مطلب آشنا ببیند.مثلاً نامیدن هواپیما به پرنده آهنی توسط یک قبیله دورافتاده.
انطباق: تغییر درخود یا تغییر در ساختشناختی
انطباق زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که عمل جذب جوابگو نباشد؛ یعنی فرد زمانی که قادر نیست یک عمل یا شئی را به فعالیت خود جذب کند در خود تغییری ایجاد میکند تا با آن منطبق گردد. انطباق به معنی این است که فرد پاسخهای خود را بنا به خواستهای محیط تغییر دهد. پیاژه تقلید کودک از رفتار دیگران را خالصترین نمونه انطباق میداند. در عمل اعمال جذب و انطباق قابل تفکیک نیستند چرا که همزمان انجام میگیرند و مکمل یکدیگر هستند.
سازمان: جنبه درونی تعادل
سازمان اشاره به نظم منطقی موجود در دستگاه شناختی دارد. پیاژه عقیده دارد که سازمان دادن یک تمایل فطری بین موجودات زنده است که موجب به پیوستن ساختها و تجارب پراکنده و ایجاد ساختهای سطح بالاتر میشود.
هوش در نظریه پیاژه
هوش در نظریه پیاژه فرایند سازگاری با محیط است پیاژه هوش را برحسب محتوا، ساخت و کارکرد توصیف میکند. پیاژه هوش را فعالیتی میداند که از انسان سر میزند و دائماً در حال تغییر است. در این رابطه پیاژه عنوان میکند من هوش را به صورتی از تعادلیابی تعریف میکنم که تمام ساختهای شناختی به سوی آن هدایت میشوند.
تعادلیابی
منظور پیاژه از اصطلاح تعادلیابی جبران عدم تعادل است موجود زنده در هرمرحله از رشد دارای ساختشناختی ویژهای است که او را قادر میسازد تا با محیط به مقابله برخیزد.
محتوا
محتوا به جنبههای قابل مشاهده هوش یعنی پاسخهای فرد در برخورد با محرکهای آشکار محتوا گفته میشود. محتوا اصطلاحی است که در مورد نظریه پیاژه معادل با رفتار به کار رفته است اما هر چند محتوا توصیفکننده رفتار است، آنرا تبیین نمیکند.
ساخت
ساخت در نظریه پیاژه عبارت از ساختمان ذهن یا اندیشههای افراد است. به ساختهای شناختی دوران کودکی غالباً طرحواره گفته میشود اما ساختهای شناختی دورههای بالاتر را معمولاً عملیات ذهنی مینامند طرحواره به یک الگوی رفتاری دارای نظم و هماهنگی گفته میشود. طرحوارههای شناختی کودکان بیشتر به صورت طرحوارههای رفتاری(آشکار) هستند اما طرحوارههای شناختی دورههای بالاتر طرحوارههای عملیاتی(ذهنی) نام دارند. پیاژه اعمال درونی شده را عملیات مینامد اعمالی که نه بر روی مواد محسوس بلکه از درون و به صورت نمادی انجام میگیرد. از اجتماع طرحوارههای مختلف ساختهای شناختی تشکیل میشوند جریان رشد ذهنی از طرحوارههای بازتابی آغاز میشود و به طرحوارههای حسی و حرکتی و سرانجام به ساختشناختی میرسد.
کارکرد
کارکرد اصطلاحی است که به سازگاری (جذب و تطابق) و سازمان اطلاق میشود. پیاژه این کارکردها را نامتغیر مینامند علت این نامگذاری آن است که این کارکردها تمایلاتی فطری یا ذاتی هستند و از روز تولد تا مرگ درآنها تغییر ایجاد نمیشود. کارکرد جنبه زیستی موجود زنده به حساب میآید.
هوش و تفکر
هوش به دوره خاصی از رشد محدود نمیشود و کودکان خردسال نیز که هنوز زبان را نیاموختهاند رفتار هوشمندانه دارند اما تفکر مستلزم زبان آموزی است و از این رو کودکان پیش از یادگیری زبان دارای تفکر نیستند. تفکر هوش درونی شده است که نه براعمال مستقیم بلکه بر نمادسازی برزبان تصویرهای ذهنی و سایر وسائلی مبتنی است که امکان درونی ساختن و بازنمایی امور را در مراحل بالاتر رشد فراهم میآورد بنابراین تفکر مستلزم درونی ساختن امور است درحالی که هوش هم با پدیدههای واقعی و محسوس سروکار دارد و هم با پدیدههای نمادی.
تهران، میدان انقلاب، خیابان کارگر شمالی، بعد از فرصت
کرج، بلوار ملاصدرا، نرسیده به چهارراه نبوت
026-34217079
021-55429156
پایگاه اینترنتی: www.bazi-amoozeshi.ir
رایانامه: bazi.amoozesh@gmail.com
سامانه پیام کوتاه: 21000250000
طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط ساناتک