در نظریه روانتحلیلگری، منظور از مراحل، مراحل لیبیدویی است: یعنی با جابه جا شدن لیبیدو یا انرژی غرایز زندگی از یک ناحیه شهوتزا به ناحیه دیگر، مراحل تغییر میکند. با گذار از مرحله قبلی به مرحله بعدی، مرحله پیشین محو نمیگردد، تا مدتها به حیات خود در کنار مراحل جدید ادامه میدهد.
مراحل به دو دسته پیشتناسلی و تناسلی تقسیم میشود: مراحل پیشتناسلی که عبارتند از مراحل دهانی، معقدی و آلتی (احلیلی)، مراحلی هستند که قبل از سازمان یافتن عقده ادیپ به وجود می آیند. در مراحل تناسلی یعنی ادیپی، نهفتگی و بلوغ، زندگی روانی با روی آوردن به اشیاء یا موضوعهای بیرونی شکل میگیرد و از هم جنسخواهی به طرف ناهمجنسخواهی تحول مییابد.
1- مرحله اول: مرحله دهانی (از تولد تا یک سالگی) Oral stage
این مرحله از فعالیت زیستی نوباوگان پدیدار میشود. در این مرحله رابطه کودک با دنیای خارج، از راه دهان است. این ارتباط برای او ایجاد ایمنی میکند. مشخصه این مرحله یک دوگانگی عاطفی است که بین عشق و نفرت نوسان دارد. تثبیت در این مرحله (که ناشی از برآورده نشدن نیازهای مرحله و یا مراقبت بسیار ارضا کننده است) باعث بوجود آمدن عاداتی مانند شصت مکیدن، ناخن جویدن، پرخوری و سیگار کشیدن خواهد شد.
این مرحله بنا بر کوششهای آبراهام به دو مرحله زیر تقسیم میشود:
- زیر مرحله وابستگی لمسی: این زیرمرحله دهانی زودرس یا مکیدن نیز نامیده میشود، از بدو تولد تا 6 ماهگی در جریان است. کودک طی آن بیشتر تابع واقعیات لمسی است یعنی تابع آن چیزهایی است که وارد دهانش میشود یا از این راه حس میکند. به این ترتیب رابطه با مادر به معنای خوردن و خورده شدن است.
- زیر مرحله بصری: که زیرمرحله گاز گرفتن یا دهانی آزارگرانه نیز نامیده میشود، از 6 ماهگی تا یک سالگی است. کودک مادر خود را کم کم میشناسد و یک نوع وابستگی دیداری بوجود میآید. بدین ترتیب مادر هرجا برود کودک او را با نگاه دنبال میکند. از سویی دیگر یک وابستگی عاطفی پایدار بین مادر و کودک برقرار میشود که جدا شدن مادر از کودک را مخاطرهآمیز میسازد. در این زمان اگر کودک بیش از 3 ماه از مادر جدا باشد، یک سلسله واکنشهای واپس روی بازگشت پذیر در او پدیدار میشود. یعنی تحول حاصل شده، بازگشت میکند و اگر این جدایی شش ماه یا بیشتر باشد، واپسرویها شکل بازگشت ناپذیر به خود میگیرد و ترمیم و جبران آن بسیار مشکل است.
از نظر فروید، از شیر گرفتن در پایان این زیرمرحله به منزله یک آسیب یا تهاجم به کودک است و در همه حال قطع شیر نقطه پایانی روابط نخستین است و آثاری دائم برجای میگذارد. افرادی که این مرحله را بسیار ارضاء کننده میبینند و از این رو در آن تثبیت میشوند، صفات منش دهانی را پرورش میدهند که عبارتند از: ویژگیهای بادوام واکنش کردن به شیوههای وابسته بچهگانه. آنها مانند کودکان به جای دادن، مستعد گرفتن هستند. از طرف دیگر، آنهایی که در مرحله دهانی دچار تعارض شدید میشوند، ممکن است در تمام عمر نتوانند به ویژه برای برآوردن نیازشان به دیگران اعتماد کنند.
2- مرحله دوم: مرحله مقعدی (از یک تا دو سالگی) anal stage
این مرحله مرحله مقعدی آزارگری نامیده میشود. در این مرحله، ناحیه مقعد یا تمام گستره مخاط گوراشی سرچشمه لیبدویی یا کشانندهایی به حساب میآیند. این مرحله به دو مرحله زیر تقسیم میِشود: - مرحله فعل پذیری (یا مقعدی آزارگر طرد کننده) شش ماه سوم زندگی را شامل میشود. کودک هر چه بیشتر متوجه جنبه حسی مقعد و مخاط آن است. لذتی که حاصل میِشود وابسته به تخلیه است. خود شهوتگرایی در این زیر مرحله، ابعاد آزارگرانه به خود میگیرد، بدین معنا که بیرون راندن نابهنگام اشیاء ویران شده (دفع در مکانهای نامناسب)، ارزش یک مبارزه طلبی با بزرگسالان را پیدا میکند.
- زیرا مرحله فعالیت (یا مقعدی آزارپذیر نگهدارنده) شش ماه چهارم زندگی کودک را در بر میگیرد. در این زیر مرحله لذت اصلی متوجه نگهداری مدفوع است. کودک به این نتیجه رسیده است که نگهداری مانند بیرون راندن میتواند موجبات تحریک شدید مخاط مقعدی را ایجاد کند. عامل دیگر تعیینکننده این لذت، اهمیتی است که بزرگسالان به دفع کودک میدهند. چون دیگران این تولیدات را با ارزش میپندارند و در این صورت کودک ترجیح میدهد که به جای دادن به دیگران برای خود نگهدارد. نگهداری آن به معنای یک رفتار خصومتآمیز نسبت به والدینی است که درباره آن تشویش خاطر دارند.
تثبیت در این مرحله میتواند موجب صفات منش معقدی مانند: منظم بودن، خست و لجاجت شود.
3- مرحله سوم: مرحله آلتی (تقریباً سه سالگی) Philic stage
مرحله آلتی با مراحل قبل از آن در یک جنبه مهم فرق دارد. در مرحله دهانی، لیبیدو به فرایند زیستی، یعنی تغذیه وابسته است.
در مرحله مقعدی، بار دیگر لیبیدو به فرایندهای زیستی، یعنی اجابت مزاج و ادرار وابسته است. اما لذات آلتی خودانگیخته بوده و از کنجکاوی ناشی میشوند. این مرحله آخرین مرحله پیشتناسلی است و یکی از مهمترین مراحل رشد در دیدگاه فروید محسوب میِشود، زیرا در این مرحله، عقده ادیپ (تعارض ادیپ)، یعنی عشق و تمایل جنسی کودک به والد غیرهمجنس و تنفر از والد همجنس شکل میگیرد. این مرحله که متمرکز بر فقدان یا حضور احلیل است تقریباً به سومین سال زندگی پوشش میدهد و به یک معنا مرحله اثبات خود نیز هست. سرچشمه فعالیت کشانندهای در این مرحله مجرای ادرار است. واکنش عاطفی بزرگ این مرحله، اضطرابی است که در دختران به علت مشاهده فقدان احلیل (آلت) و تصور ناقص ماندن عضو تناسلی او به وجود میآید و در پسر نیز ترس خیالی از دست دادن این عضو به وجود میآید که مبنای تشکیل عقده اختگی است.
4- مرحله چهارم: مرحله ادیپی (تقریباً بین 4 تا 7 سالگی) Oedipus stage
در این مرحله، تظاهرات کشانندهای جلوهگر میشود و پسر را متوجه مادر و دختر را متوجه پدر میکند. اساس «عقده ادیپ» ابراز تنفر و رقابت با والدین همجنس و ابراز تمایل به والد جنس مخالف است. این عقده در مورد دختران «عقده الکترا» نامیده میشود. عقده ادیپ نقش مهمی در تشکیل فرامن دارد. فرامن در واقع وارث ادیپ است و براساس همانندسازی با والدین بنا میگردد. این همانندسازی (همانندسازی پسر با پدر و دختر با مادر) به مزله ایجاد توانمندی یا تمایل ایفای نقش در مقابل جنس مخالف است.
در پسر اضطراب اختگی نقطه پایان نسبتاً خشنی بر مسأله ادیپی است. زیرا باید بر اثر تهدید اختگی از مادر چشمپوشی کند. اما در دختر، اضطراب اختگی آغازگر مسأله ادیپی است. مسألهای که انحلال آن در وی با کندی بیشتری صورت میگیرد و چند سال طول میکشد.
5- مرحله پنجم: مرحله نهفتگی و رکود (از هفت سالگی تا بلوغ) Latency stage
در این مرحله کودک با بکارگیری دفاعهای نیرومند بر غلبه احساسهای ادیپی وارد مرحله نهفتگی یا کمون میشود.
تمایلات جنسی سرکوب میشوند، یعنی از هوشیاری رانده میشود. این کاهش میل جنسی، شروع دوره نهفتگی را نشان میدهد. در طول این دوره کودک نسبتاً غیرجنسی است، و بر تسلط یافتن بر مهارتهای اجتماعی و شناختی توجه دارد.
این مرحله به عنوان یک مرحله غیرتعارضی شناخته شده و مرحلهای نسبتاً آرام است، لیکن تعارضهای مرحله قبلی به طور جزئی پا برجا میماند. آنچه اهمیت دارد وسواسی شدن نسبی شخصیت است که پیامد ترکیب و پذیرش نظم و انظباط و اطاعت از قواعد و دستورات میباشد.
انرژی روانی در راه بیدار ساختن رغبتهای فکری و گسترش خلاقیت صرف میشود. قسمتی از انرژی صرف یادزدودگی تمایلات مبتنی بر رابطه مثلثی میشود و به منزله جنسیتزدایی و والاییگرایی شکلگیری واکنشی است و بخشی از انرژی روانی به تقویت فرامن، اختصاص مییابد.
6- مرحله ششم: مرحله تناسلی (بلوغ و نوجوانی) genital stage
همزمان با بلوغ جنسی، تکانههای جنسی مرحله آلتی دوباره ظاهر میشود و این زمانی ست که دستگاه تناسلی آماده بهرهبرداری ست. نوجوانان با یک تغییر بدنی بزرگ و ناگهانی در قالب یک بحران که به آرامش ظاهری دوره نهفتگی پایان میدهد، روبهرو میشود. این بحران خود دوستدارانه و همراه با اضطرابهای شدید است. در این مرحله، دیر یا زود تمایلات جنسی افزایش مییابد و با گذر از حد خود ارضاگری در راه انتخاب یک موضوع جنسی قدم میگذارد و خود را در دیگری جستجو میکند. این از سرگیری جریان عقده ادیپ (تجدد طبع) با جانشینهای آرمانی شده والدین تحقق میپذیرد. نیروهای فرد از حالت خودشیفتگی به طرف سایر عوامل تغییر جهت میدهد. در واقع این دوره آخرین فرصت فرد برای ترسیم شکستهای دوره ادیپی است.
تناسلی بودن کامل شامل توانایی عشق ورزیدن و کار کردن است، دو قابلیتی که فروید تصور میکرد اهمیت بسیار زیادی برای بالیدگی دارند. روانکاوان برای نشان دادن انتقال انرژیهای لیبیدویی از کامرواییهای نسبتاً خودشیفتهوار به کامرواییهایی نظیر عشق و کار که دیگران را خشنود میکنند و بسیار اجتماعی هستند، اصطلاح والایش را به کار میبرند.
تهران، میدان انقلاب، خیابان کارگر شمالی، بعد از فرصت
کرج، بلوار ملاصدرا، نرسیده به چهارراه نبوت
026-34217079
021-55429156
پایگاه اینترنتی: www.bazi-amoozeshi.ir
رایانامه: bazi.amoozesh@gmail.com
سامانه پیام کوتاه: 21000250000
طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط ساناتک