توجه محدود فروید به سوقدهی یا هدایت غرایز و بیتوجهی او به تجربههای فراتر از نوباوگی و اوایل کودکی، شدیداً مورد انتقاد قرار گرفته است.
اما چند روانکاو مشهور، نکات عمده نظریه او را پذیرفته و آنها را گسترش دادند.
سردمدار این نوفرویدیها، اریکسون است.
اریکسون هر یک از مراحل فروید را به صورت نوعی تعارض درونی توصیف کرد که بسته به تجربههای کودک با والدین، به صورت مثبت یا منفی حل میشود. در صورتی که والدین از نیازهای کودک حمایت کنند، سال اول زندگی احساس اعتماد و دو سال بعدی به حس خودمختاری میانجامد، نگرشهای اولیهای که رشد روانی سالم را در طول عمر پایهریزی میکند.
در نظریه روانی اجتماعی اریکسون، من صرفاً بین تکانههای نهاد و درخواستهای فرامن میانجی نمیشود. من در عین حال نیروی رهگشایی در رشد است. من در هر مرحله رشد، نگرشها و مهارتهایی کسب میکند که فرد را عضو فعال و مؤثر جامعه میسازد.
پنج مرحله اول اریکسون شبیه مراحل فروید است ولی اریکسون سه مرحله بزرگسالی را به الگوی فروید اضافه کرد. اریکسون برخلاف فروید خاطر نشان ساخت که رشد بهنجار را باید در رابطه با شرایط زندگی هر فرهنگ در نظر گرفت.
1- اعتماد در برابر بیاعتمادی بنیادی (از تولد تا یکسالگی) Baisic trust versus mistrust
کودک در ابتدای تولد کاملاً ناتوان و وابسته است. او برای بقای خود نیازمند است که به محیط اطمینان داشته باشد. و احساس امنیت کند. برای کودک این احساس اساسیترین شرط رشد و سلامت روانی و شادابی اوست. احساس امنیت مهمترین سنگ بنای شخصیت آدمی است. کودکی که نیازهای او در این دوره ارضا شده است به این نتیجه میرسد که دنیا را محل امن و قابل اعتماد بداند. اما کودکی که به شیوه نامرتب و غیرقابل پیشبینی پذیرفته شود و کودکی که طرد شود دنیا را با ترس و عدم اطمینان تجسم خواهد کرد.
اریکسون تصدیق کرد که هیچ مادری نمیتواند به طور کامل نیازهای فرزندش را برآورده سازد. عوامل متعددی مانند احساس خشنودی، شرایط موجود زندگی و شیوههای فرزند پروریای که از لحاظ فرهنگی ارزشمند است، بر پاسخدهی مادر تأثیر میگذارد، اما زمانی که توازن پرستاری (maldevelopment) و در مواردی که تنها جنبه منفی پیدا کند، روند آن به بدخیمی (malignancy) منجر میشود. رشد ناسازگار زمینه ساز بیماریهای رواننژندی و رشد بدخیم زمینه ساز بیماریهای روان پریشی است.
احساس ایمنی شرط هر نوع پیشرفت بعدی است.
2- خودمختاری در برابر شرم و تردید (1 تا 3 سالگی) Autonomy versus shame and debut
در این مرحله کودک نوپا میکوشد تا استقلالی بیابد و با حرکت به اطراف به دنبال این استقلال است. به محض شروع راه رفتن با اجبارهای اجتماعی روبرو میشود. اریکسون بر اهمیت بازخورد والدین در این مرحله تأکید میکند و معتقد است که نباید کودک را در رفتارهای ناشیانهاش دچار شرمساری کرد.
هنگامی که کودک در خواستههایش موفق شود، احساس تکیه کردن به خود در او تقویت میشود و او سرشار از غرور میگردد. اما اگر در این فعالیتها ناموفق شود و همیشه با خواستههای او مخالف شود، احساس تردید و بیکفایتی و شرم میکند. بنابراین، مسأله اصلی رشد روانی در این مرحله، مبارزه میان خودکفایی و تردید است.
اگر این مرحله با موفقیت سپری شود، میتواند پایه و اساس خوشبینی و حسن نیت و تقویت اراده در انسان شود. تعارض اساسیترین مرحله از رشد، در مبارزه میان نیروی پیش برنده (علاقه به آزمایش کفایت خود) و نیروی عقب برنده (بازگشت به وضعیت وابستگی روانی دوره پیشین) ظاهر میِشود.
جنبه زیستی آشکارا در این مرحله، اهمیت تمیز بودن و آموزش دستشویی رفتن است و به این وسیله، کودک نیاز زیستی خود را به شکلی جامعه پسند در میآورد. اگر کودک در این تمرین با شکست مواجه شود، ممکن است در او اضطراب و احساس ناتوانی ایجاد شود.
در مجموع، اعتماد و خودمختاری از تربیت محبتآمیز و دلسوزانه و انتظارات معقول برای کنترل تکانه، در آغاز سال دوم زندگی به وجود میآیند. اگر کودک بدون اعتماد کافی به والدین و احساس فردیت سالم، چند سال اول را پشت سر بگذارند، زمینه مشکلات ناسازگاری، آماده میشود. بزرگسالی که در برقراری روابط صمیمی با دیگران مشکل دارند، که بیش از حد به دیگران وابسته هستند، یا همواره نسبت به توانایی خود برای برخورد با چالشهای جدید تردید دارند، کسانی هستند که در نوباوگی و نوپایی نتوانستهاند بر تکالیف اعتماد و خودمختاری کاملاً مسلط شوند.
3- ابتکار در برابر احساس گناه ( از 3 تا 6 سالگی) Inititave versus guilt
اریسکون اوایل کودکی را دوره «شکفتن عمیق» نامید. در این مرحله که سن بازی با همسالان نیز نامیده میِشود، کودک با شدت بیشتری اجتماعی میشود و مهارتها، کفایتها، و خلاقیتهای بیشتری از خود نشان میدهد.
کودک در این مرحله علاقه زیادی به وسایل بازی نشان میدهد و آنها را به گونهای ابتکاری به کار میگیرد. اضافه شدن ابتکار بر خود کفایی دوره قبل، باعث آیندهنگری و طرحریزی او میشود. در کودکی که ابتکار و کفایت برآورده نشود، احساس گناه و کمارزشی و گوشهگیری پیدا میشود و در این صورت نمیتواند هدف معینی را دنبال کند.
کودکان از طریق بازی وانمودسازی نوع آدمی که میتوانند بشوند را تجربه میکنند. داشتن هدف و جهت، آمادگی برای وظایف سازنده و سازماندهی عمل برای یک فعالیت معین از ویژگیهای این مرحله است. اگر والدین این امور را تقویت کنند موجب احساس ابتکار و مسئولیت و در غیر این صورت موجب احساس گناه در کودکان خواهند شد. در این مرحله کودک از جنبه روانی به شخصیتی که نقشهای مختلف دارد، مجهز میشود. او سعی میکند شخصیت خود را با والدین و بزرگترها همانند سازد و این امر در رشد او جنبه مرکزی دارد. کودک در این دوره باید بتواند ترکیبی از اجزای مختلف شخصیت خود پدید آورد، به تدریج «فرامن» کودک شکل میگیرد. این مرحله با آغاز جایگزینی اخلاق درونی در کودک همزمان است. از آنجایی که «فرامن» در حال رشد است، وجدان کودک هنوز حالت ابتدایی، خام و سازشناپذیر دارد. در این مرحله تعارض زیستی شخصیت کودک به شکلگیری هویت و نقش جنسی و ویژگیهای آن بستگی دارد. در سه سالگی تقریباً پسران و دختران تفاوتهای جسمی خود را میفهمند و حدود 5 سالگی در مییابند که در آینده مرد یا زن خواهند شد.
4- سازندگی در برابر احساس حقارت (از 6 تا 11 سالگی) Accomplishment versus in feriority
سازندگی یا سختکوشی به معنای پرورش دادن شایستگی در مهارتها و تکالیف سودمند است. در کشورهای صنعتی، این مرحله با شروع تحصیلات رسمی مشخص میشود. همراه با آن سوادآموزی است که کودکان را برای انواع مشاغل تخصصی در جوامع پیچیده آماده میٍسازد. کودکان در مدرسه از توانایی منحصر به فرد خود و دیگران آگاه میشوند، به ارزش تقسیمبندی کار پیمیبرند و احساس مسئولیت و تعهد اخلاقی را پرورش میدهند. خطر این مرحله، حقارت است و در بدبینی کودکانی منعکس میشود که به توانایی خود در انجام دادن درست کارها اطمینان کمتری دارند. این احساس بیکفایتی زمانی ایجاد میِشود که خانواده کودکان را برای تحصیل آماده نکرده باشد یا زمانی که تجربه کودکان با معمان و همسالانشان به قدری ناگوار باشد که احساس شایستگی و تسلط آنها را نابود کرده باشد.
مفهوم سختکوشی اریکسون، چندین ویژگی اواسط کودکی را با هم ترکیب میکند: خودپنداره مثبت اما معقول، غرور ناشی از انجام دادن خوب کارها، مسئولیتهای اخلاقی، و مشارکت یاریگرانه با همسالان.
5- هویت در برابر سردرگمی نقش (از 12 تا 18 سالگی) ego identity versus role confusion
در این مرحله که سن نوجوانی است، فرد نسبت به شخصیت خود، آگاهی پیدا میکند و یک «من» که وحدت بزرگتری با گذشته دارد و در ارتباط با یک گروه، شغل، جنس و فرهنگ و مذهب است در نوجوان شکل میگیرد.
این مرحله از مهمترین مراحل رشد در دیدگاه اریکسون است، نوجوان میکوشد به سؤالهای مهمی نظیر اینکه من کیستم و جایگاه من در جامعه کجاست؟ پاسخ دهد فرد باید در این مرحله خود را به عنوان یک شخص یکپارچه احساس نماید و جامعه او را به عنوان یک فرد بپذیرد. ارزشها و هدفهای شغلی خود را برگزیده، به هویت شخصی با دوامی دسترسی پیدا کند.
به نظر اریکسون، هویت شغلی برای مردان اهمیت بیشتری دارد، ولی هویت زنان بیشتر در ارتباط با مادر بودن و نقش همسر داشتن تحقق مییابد. این مرحله نقطه عطف در راه تثبیت بهرهوری یک انسان در طول زندگی است.
از نظر اریکسون، ایجاد نوعی تعهد فکری یا عقیدتی نسبت به اهداف به خصوص، ممکن است عامل مؤثری در رشد و تحول باشد، یعنی ماهیت سازنده داشته باشد.
در دوره خویشتن یابی (moratorium) نوجوان خود را مکلّف میبیند تا به اهداف خاصی صادقانه تعهد سپرده و به آنها وفادار بماند و به عقیده اریکسون، خصوصیت مثبت وفاداری ناشی از حل موفقیتآمیز این بحران است. از نظر اریکسون دختران زودتر از پسران با دیگران روابط صمیمی و عاطفی برقرار میکنند.
6- صمیمیت در برابر انزوا طلبی (جوانی) Intimacy versus isolation
به عقیده اریکسون، اگر فرد در مرحله قبل به هویت دست پیدا کرده باشد، در این مرحله میتواند هویت خود را با دیگری شریک شود. در این مرحله فرد ظرفیت عشق واقعی را دارد. در این دوره فرد به علت ترس یا زمینه فکر رقابت ممکن است با خطر جدا ساختن خود از دیگران مواجه گردد.
7- زایندگی در برابر رکود (میانسالی) generativity versus stagnation
این دوره طولانی بزرگسالی با تشکیل خانواده شروع میشود و تا هنگام بزرگ شدن فرزندان و تشکیل زندگی مستقل آنان ادامه مییابد. منظور از زایندگی علاوه بر جنبه شغلی آن، به علاقه انسان به تولید و تحول سنی نو، و کوشش در این راه اشاره دارد. مقصود از رکورد آن است که مسئولیت لازم در پرورش فرزندان وجود نداشته باشد و شخص خود را به زندگی شخصی و علاقههای خودمحورانه سرگرم کند.
در حالی که بیست سالگی دوره برقراری رابطه صمیمی و دیگر جوشی است و سی سالگی دوره تعمیق تعهد است و پیشبرد حرفهای، چهل سالگی و پنجاه سالگی دوره ارزیابی مجدد گذشته است تا بتوان آن چیزی را تحقق داد که اریکسون «پدید آورندگی» مینامد.
بحران این دوره را بحران میانسالی مینامند و به واسطه آن شخص احساس پوچی، بیاحساس ، بی حاصلی و بی هدفی میکند، گر چه ممکن است در ظاهر جلوه دیگری داشته باشد.
8- انسجام در برابر ناامیدی (پیری) ego integrity versus despair
اریکسون بیان میکند که افراد پیر همانطور که رفته رفته به مرگ نزدیکتر میشوند، درگیر چیزی میِشوند که او آن را مرور زندگی (life review) میخواند. آنها نگاهی به زندگی گذشته خود میاندازند و با شگفتی از خود میپرسند که آیا زندگی با ارزشی داشتهاند یا نه. در صورتی که مجموعه تجربیات فرد در زندگی، مثبت باشد، از کمال وجود خود خوشبخت میشود و از مرگ نمیترسد. چنین فردی که به کمال من رسیده، پیوستگی زندگی خویش را در خلاقیتهای طول عمر خود و در زندگی نسل میبیند.
به نظر اریکسون، فقط در سن پیری، رشد و تکامل واقعی و خردمندی اصیل پدید میآید. این خردمندی را کسانی دارند که به کمال «من» رسیدهاند. اما بسیاری از افراد به این مرحله از رشد نمیرسند. بحران پیری در فردی پدید میآید که زندگی گذشته خود را مملو از وقایع ناراضی کننده و هدفهای نایافته و بعضاً ناخواسته میبیند و اکنون در سالهای انتهایی احساس میکند که دیگر به اهداف دلخواه رسیده است. عدم احساس کمال و تمامیت «من» سبب میشود که فرد از مرگ بترسد و احساس شکستگی جبرانناپذیری کند و نسبت به زندگی بهتر گذشته حسرت بخورد و نا امیدی را تجربه کند.
از تفاوتهای مهم اریکسون و فروید، گسترش مراحل رشد، اهمیت من و اهمیت عوامل اجتماعی در نظام اریکسون است.
کارول گیلیگان عنوان میکند که در «نظریه اریکسون بر رشد استقلال بیش از حد تأکید شده است». او خاطر نشان میسازد که تقریباً تمامی زمینههای رشد در دوران کودکی، یعنی رشد خودمختاری، ابتکار، سازندگی و هویت، جنبههای جداگانه و منفرد هستند. تنها اولین مرحله یعنی اعتماد در برابر بیاعتمادی، کودک را وارد روابطی میسازد که او را برای ارتباطات روانی متقابل و مراقبت در سالهای بزرگسالی آماده میسازد. گیلیگان میگوید موارد مطرح شده بوسیله اریکسون ممکن است در مورد پسران واقعیت داشته باشد، اما ما نمیتوانیم رشد دختران را بدون در نظر گرفتن نحوه رشد خود از طریق روابط درک کنیم.
تهران، میدان انقلاب، خیابان کارگر شمالی، بعد از فرصت
کرج، بلوار ملاصدرا، نرسیده به چهارراه نبوت
026-34217079
021-55429156
پایگاه اینترنتی: www.bazi-amoozeshi.ir
رایانامه: bazi.amoozesh@gmail.com
سامانه پیام کوتاه: 21000250000
طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط ساناتک